همزمان با آغاز سال تحصیلی ، یک آموزگار کلاس اوّل ابتدایی با شما سخن می گوید :

احمد مبارکی
اولياي گرامي :
سلام گرم و صميمانه ي مرا پذيرا باشيد ، مي دانم كه چند روزی است که يكي از لحظات شيرين زندگيتان شكل گرفته و فرزند دلبندتان در ميان اشكهاي شور و شوق شما رهسپار مدرسه گردیده تا با تعليم و تربيت سنگ بناي سعادت آنها گذاشته شود و خوب مي دانم كه شما چقدر براي رسيدن اين لحظه بي تابي کرده اید . راستش اين موضوع قابل درك است و عشق و علاقه ي هر پدر و مادري نسبت به فرزندان خود امري طبيعي است كه از بدو تولد آغاز و تا پايان زندگي ادامه مي يابد و هر پدر و مادري خواهان خوشبختي فرزندان خود در تمامي زمينه هاي زندگي هستند و از هيچ اقدامي نيز در جهت تحقق اين امر كوتاهي نمي كنند . ولي آيا مي دانيد كه تمامي تلاشها و اقداماتي كه شما اولياي محترم انجام مي دهيد ، بايد از روي اصول و منطق و نه از روي احساس و گرايشهاي بي بنيان شكل بگيرد ؟ قبل از پرداخت و بسط موضوع ، شمه اي از خودم مي گويم ، بنده يك معلم پايه ي اوّل ابتدايي هستم و تنها افتخار زندگيم را سابقه ي طولاني تدريس در اين پايه ي حساس و سرنوشت ساز ، از لحظه ي ورود به كسوت شغل شريف معلمي مي دانم . بنده ساليان سال است كه گلهاي زيباي پايه اوّلي را تربيت و شكوفا كرده ام و الفباي فارسي و الفباي زندگي را به آنها آموخته ام . لذا مي خواهم با صراحت كلام با شما بزرگواران سخن بگويم ، چون من و شما يك خواست مشترك داريم وآن ، تلاش براي پيشرفت و اعتلاي نوگلان پايه اوّلي در عرصه ي تعليم و تربيت است و بايد براي تحقق اين امر ، تعارف را كنار بگذاريم و در ديدگاههاي خود به اصول علمي و منطقي تكيه كنيم .
اولياي محترم! همه بايد به اين امر اذعان داشته باشيم كه ورود كودك به دبستان ، نقطه عطفي در زندگي او به شمار مي رود و كودك با ورود به دبستان ، زندگي و تجارب جديدي را آغاز نموده و دانستنيهاي مقدماتي براي ورود به زندگي اجتماعي را ياد مي گيرد . بديهي است كه پايه ي اوّل ابتدايي از اهميت و حساسيت فوق العاده اي برخوردار است ، چرا كه اساس و شالوده شخصيت فكري و اجتماعي كودك در اين پايه بنيان نهاده مي شود ، بنابراين ما بايد به هوش باشيم كه ناخواسته در ابعاد تخصصي تعليم و تربيت در اين پايه مداخله نكنيم ، چون كلاً مراحل كار تعليم و تربيت دانش آموزان پايه اوّلي با ظرافت و آگاهي خاصي همراه است و هر نوع اقدامات نسنجيده و دخالتهاي نابجا در آن ، موجب بروز معضلاتي خواهد شد كه رفع آن به سادگي امكان پذير نخواهد بود . متاسفانه از آنجايي كه جايگاه مهم معلمين ايثارگر و بي ادعاي پايه اوّلي در جامعه و جامعه ي آموزشي ما چندان شناخته شده نيست ، بنابر اين اكثريت افراد با ديدگاه فرهنگي غلط و با نگاه حقارت آميز به برنامه هاي دوره ابتدايي و خصوصاً پايه اوّل دبستان مي نگرند و گمان مي كنند به خاطر پايين بودن سن دانش آموزان و روحيه فرمانبري و اطاعت آنان ، تدريس در اين پايه به تخصص كمتري نيازمند است و با يك نگرش سطحي ، به اين نتيجه مي رسند كه همگان ، حتي آنهايي كه از حداقل سواد برخوردارند نيز ، مي توانند وظيفه خطير معلمين پايه اوّلي را انجام دهند ، در حالي كه اين يك اشتباه محض است و ناشي از عدم آگاهي بانيان اين ديدگاه فرهنگي غلط است ، زيرا به قول يكي از صاحبنظران مسايل تعليم و تربيت ، آنها سطح علمي را با سطح تعليماتي اشتباه مي كنند ، زيرا هرچه سطح علمي در يك دوره پايين تر باشد ، به مراتب سطح تعليماتي در آن دوره بالاتر است و انتقال مفاهيم علمي در دوره ابتدايي در مقايسه با انتقال همان مفاهيم در سطوح بالاتر مثلاً متوسطه و يا دانشگاه با پيچيدگي بيشتري همراه است . اولياي عزيز ! صادقانه عرض مي كنم كه چقدر دلم از اين برخوردها و اظهارنظرهاي غيرمنطقي و عدم شناسايي جايگاه والا و واقعي معلمين دلسوز پايه اوّلي در جامعه و نظام آموزشي آزرده است و چقدر غمين و پريشان حال مي شوم وقتي كه مي بينم هنوز كه هنوز است ، همه در صدد دخالت در امور درسي دانش آموزان معصوم پايه اوّلي هستند و هيچگاه حاضر نيستند به خود بقبولانند كه هنرمندي ، آگاهي و تخصص ، شرط اوّل در تعليم و تربيت نوآموزان پايه اوّلي است .
عزيزان ! چنانكه پيش تر نيز گفتم ، در نوشتن اين نامه بنا را براين نهاده ام كه با صراحت با شما سخن بگويم و بنابراين ، يكي از مداخلاتي را كه بدون استثنا در تمامي اولياي پايه اوّلي براساس تجربيات خود مشاهده كرده ام بازگو مي كنم تا پس از آن وارد مقوله هاي بسيار مهم ديگر در اين زمينه شويم .
دانش آموز پايه اوّلي كه با هزاران عشق و شور وارد دبستان مي شود و تازه مي خواهد خود را با شرايط جديد وفق دهد و چون رودي زلال در پهنه ي دشت بي انتهاي تعليم و تربيت جاري شود با معضلي روبرو مي شود كه آغازگر آن خود پدر و مادر هستند ، آنها بدون در نظر گرفتن شرايط خاص تعليم و تربيت در اين پايه ، ناخواسته در يكي از ابعاد تخصصي تعليم و تربيت مداخله كرده و كودكان خود را به " بيست گرايي " سوق مي دهند تا به خيال خود باعث پيشرفت او در امور تحصيلي و سعادت او در آينده شوند . پديده ي " بيست گرايي " كه توسط پدر و مادر آغاز شده و متاسفانه از سوي برخي از معلمين نيز به آن دامن زده مي شود ، مساله اي مهم و قابل تعمق در تعليم و تربيت است كه اگر به موقع در مورد رفع آن اقدامات عاجل صورت نگيرد ، عواقب نامطلوب در روند آموزشي و آيندهي دانش آموزان خواهد داشت .
دانش آموزان معصوم پايه اوّل كه با شور و شوق زايدالوصفي كار خود را در دبستان آغاز كرده است ، با گفته هاي مكرر پدر ومادر خود مواجه مي شود که : " فرزند عزيزم ، ببين ما مي دانيم كه تو خيلي با هوشي و در اين هيچ شكي نداريم ، بنابراين از تو مي خواهيم به ما قول بدهي كه هميشه تمامي نمراتت بيست باشد " ، و با تكرار روزمره اين گفته ها ، مساله "بيست " در ذهن كودك نقش مي بندد و او ، خود را ناگزير از تحقق آن در جهت ارضاي پدر و مادر خود مي بيند و از اينجاست كه مشكلات روحي و رواني ناشي از اين موضوع در كودك بروز مي كند و او را از اهداف اصلي تعليم و تربيت دور مي سازد .
چنانكه مي دانيم و اكثر قريب به اتفاق روانشناسان و متخصصان تعليم و تربيت نيز آن را مورد توجه و تاكيد قرار داده اند ، دانش آموز موقعي مي تواند در امور درسي خود موفق باشد و مطالب تدريس شده در كلاس را به خوبي فرا گيرد كه از نظر تامين نيازهاي زيستي مشكلي نداشته و از هر گونه فشارها و كششهاي عاطفي و تعارضات رواني و خصوصاً اضطراب به دور باشد و در واقع دانش آموز از امنيت روحي و رواني كامل برخوردار شود . دانش آموزي كه مدام از طرف والدين تحت فشار قرار مي گيرد كه حتماً بايد در دروس نمره ي " بيست " بگيرد ، تمركز حواس خود را نيز از دست مي دهد و آن وقت است كه در سراشيبي عدم موفقيت و شكست قرار مي گيرد و كم كم علاقه ي خود را نسبت به يادگيري ، كلاس و مدرسه از دست مي دهد . من با داشتن سابقه طولاني تدريس در پايه اوّل ابتدايي به وضوح اين مسائل را از نزديك مشاهده كرده ام . دانش آموزاني كه با شور و شوق سال تحصيلي را آغاز نموده و پيشرفت قابل ملاحظه اي نيز در امور درسي داشتند ، بعد از مدتي تغييرات محسوسي در رفتار آنها مشاهده مي شد كه واقعاً جاي بسي شگفتي و تامل داشت . مثلاً آنها موقع نوشتن املاء و يا امتحان رياضي شروع به گريه كردن مي كردند و وقتي علت را از آنها جويا مي شدم ، با همان حالت معصومانه اظهار مي داشتند : " ما مي ترسيم كه در درسهايمان بيست نگيريم ، چون آنوقت است كه مورد نكوهش و سرزنش پدر و مادر خود قرار مي گيريم ."
اميدوارم والدين محترم با آگاهي از اين مطالب ، بيش از پيش به نتايج منفي و تاسف بار پديده ي " بيست گرايي " واقف گردند .
پدران و مادران ارجمند ، براي اينكه بيشتر مصدع اوقات شما عزيزان نشوم ، مسائل و نكات مهم و دخور توجهي را كه به كارگيري آنها در تعليم و تربيت دانش آموزان پايه اوّل ابتدايي نقش به سزايي ايفا مي نمايد و بزرگان تعليم و تربيت نيز روي آن تاكيد كرده اند و بنده نيز طي سالهاي متمادي آنها را به تجربه دريافته ام ، متذكر مي شوم .باشد كه يادآوري اين نكات ، موجب آگاهي والدين عزيز و تمامي دست اندركاران تعليم و تربيت در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش شود :
سعي كنيم طرز تفكرهاي اميدواركننده ، مثبت و خوشايندي را نسبت به مدرسه در ذهن بچه ها القاء كنيم .
انتظارات خود از كودكان را با تواناييهاي آنها هماهنگ سازيم .
توجه داشته باشيم كه ميل به پيشرفت درسي در اكثر كودكان وجود دارد و بهترين و منطقي ترين روش ارضاي اين تمايل ، آن است كه هدفهاي مورد نظر كودك خارج از دسترس او نباشد . اگر انتظارات و توقعات ما از كودك به اندازه أي باشد كه او از عهده برآورده ساختن آنها بر نيايد ، منجر به ايجاد مقاومت منفي در كودك خواهد شد .
اصل تفاوتهاي فردي را بپذيريم و انتظار نداشته باشيم كه همه كودكان حتماً به يك ميزان در امور درسي پيشرفت كنند .
كودكان خود را وسيله تفاخر و رقابت با ديگران قرار ندهيم .
با شناسايي استعداد كودكان ، حتي اگر استعداد آنان در حد بسيار بالايي نيز نباشد ، احساس ارزشمندي و اطمينان خاطر را در آنها بارور سازيم .
فعاليتهاي مورد انتظار از كودكان را به گونه أي برنامه ريزي كنيم كه آنها بتوانند هر كدام به فراخور استعدادهاي خود ، موفقيتهايي را كسب كنند .
سعي كنيم با پيامهاي غيرانتقادي كه در آن به نياز پذيرفته شدن توجه كافي مبذول مي شود ، كودكان را به همكاري بهتر و مستمر تشويق كنيم .
اگر در مواقعي ناچار شديم كه كودكان را مورد انتقاد قرار دهيم ، انتقاد سازنده را مد نظر داشته باشيم ، چون در چنين انتقادي اظهارنظرهاي منفي در باره شخصيت كودك حذف مي شود .
اگر مي خواهيم كودكان را مورد تمجيد قرار دهيم ، بايد قدرداني و تمجيد خود را طوري ارائه نماييم كه تلاش و كارهاي توام با موفقيت آنها مد نظر ما باشد ، نه صفات شخصي و شخصيت آنان ، زيرا اگر تمجيد و قدرداني متوجه صفات شخصيتي كودكان شود ، منجر به ايجاد اضطراب مي شود و حالتهاي دفاعي را در كودكان بوجود مي آورد .
به هيچ عنوان و در هيچ شرايطي به كودكان برچسبهاي ناروا نزنيم كه اين عامل باعث ناتواني روحي و رواني كودكان در بسياري از زمينه ها مي شود .
توجه داشته باشيم كه تدريس صرفاً وسيله أي براي انتقال دانش از ذهن معلم يا محتواي كتاب به ذهن دانش آموزان نيست ، بلكه منظور از تدريس آماده كردن شرايط مناسبي است كه كودكان بتوانند در آن به يادگيري بپردازند و روش درست آموختن را فرا گيرند .
تلاش كنيم كه محيط زندگي و محيط آموزشي دانش آموزان پايه اوّل را به محيطي شاد و مورد پسند دانش آموزان تبديل كنيم تا كودكان موقع جدايي از محيط خانواده و پا نهادن به يك محيط جمعي دستخوش فشارهاي رواني و اضطرابهاي حاصله از اين جدايي نشوند .
از آنجاييكه تقليد و همانند سازي يكي از مهم ترين روشهاي يادگيري در كودكان است ، بنابراين سعي كنيم كه با رفتارهاي سنجيده و مناسب خود ، الگوهاي محبوب و شايسته اي از جميع جهات براي كودكان باشيم .
سعي كنيم با بهره گيري از روشهاي جديد تغيير رفتار در كودكان پايه اوّل ابتدايي ، ناهنجاري هاي موجود در رفتار آنان را از بين ببريم و رفتارهاي سالم و خالص و مفيد را در آنان ايجاد كنيم .
براي پيشرفت كودكان در امور درسي ، حس اعتماد به نفس آنها را تقويت كنيم و به قدرت تحمل آنان در رويارويي با ناكاميهاي احتمالي بيفزاييم .
با محبتها و نوازشهاي افراطي نسبت به كودكان ، خود باوري و خوداتكايي آنان را به مخاطره نيندازيم .
به هيچ عنوان هديه اي را در اختيار مدرسه قرار ندهيم تا معلم به عنوان جايزه به كودك اهدا كند ، چون اين كار عواقب نامطلوبي در روند آموزشي و تربيتي كودكان ايجاد مي كند .
اولياي محترم به جاي دخالت مستقيم در امر تحصيلي كودكان ، سعي كنند فعاليتهاي مكمل آموزشي كودكان خود را با تماسهاي مستمر و ارتباطي سازنده با معلمان كودك هماهنگ سازند .
توجه داشته باشيم كه آموزشهاي اخلاقي و ديني كودكان را مطابق با ويژگيهاي روحي و رواني آنان برنامه ريزي كنيم .
با كودكان به زبان خود آنان سخن بگوييم و زبان كودكي را بيش از پيش ارج نهيم .
به تعبير " ايتارد " بنيانگذار روان شناسي باليني ، ذهن كودكان صفحه سفيدي را مي ماند كه آماده نگاشتن تجارب محيطي است كه در آن زندگي مي كنند ، بنابراين سعي نكنيم تا با اعمال و روشهاي نسنجيده و غيرعلمي ، اين صفحه سفيد ذهن كودكان را به سياهه اي بي اعتبار و مخدوش مبدل سازيم .
اولياي گرامي ، ختم كلام اين كه ، پايه اوّل ابتدايي به لحاظ حساس و سرنوشت ساز بودن ، تخصص ، دقت نظر ، آگاهي و مشاركت خاصي را از جانب والدين و معلمين دلسوز اين پايه مي طلبد . بياييم همه با هم ، عشق و صفا و صميميت و مهر و وفا و مهرباني را در دل دانش آموزان معصوم پايه اوّلي بارور سازيم . بياييم همه سعي و تلاش خود را در جهت شكوفايي استعدادهاي نهان اين نوباوگان و آينده سازان ميهن اسلامي ، بكار گيريم . بياييم با اقدامات سنجيده و تعليم و تربيت صحيح و علمي و اسلامي اين نوگلان باغ زيباي تربيت را بيش از پيش معطر سازيم .
و سرانجام بياييم با چهره اي بشاش و صميمي ، ورود كودكان دلبندمان را به دنياي پر از خاطره كلاس اوّل تبريك و خوش آمد بگوييم .
با تقديم احترام : كسي كه قلبش به عشق بچه هاي پايه اوّلي مي تپد :
احمد مباركي ، آموزگار پايه اوّل مدارس سلماس
* لازم به توضیح است که چند سالی است که در دوره ابتدایی ، ارزشیابی توصیفی ، جایگزین ارزشیابی کمی ( نمره ای ) گردیده است .ولی قابل ذکر است که باز هم همان دیدگاه منفی و سنتی " بیست گرایی " به شکل دیگر در اذهان غالب افراد ، بدون آگاهی و پی بردن به اهداف ارزشیابی توصیفی ، یعنی به صورت گرایش و تمایل شدید اولیاء به بهره مندی و برخورداری دانش آموزان در تمامی دروس از مقیاس توصیفی پیشرفت ( خیلی خوب ) نمایان است .
اینجانب احمد مبارکی ، آمـوزگار پـایه اوّل مـدارس سلماس ، با تجـربـه ی سـرگـروهی آمــوزشی استان آذربایجان غربی ، و 40سال سابقه ی تدریس در پایه ی اوّل ابتدایی و زندگی خاطره انگیز در کنار نوگلان زیبای تعلیم و تربیت ، مدیریت این سایت عـلمـی آموزشی را برعهده داشته و در پی آنم که با اطلاع رسانی و ارائه ی مقالات ، تجربیات و مسائل خاص پایه ی حـساس و سرنوشت ساز اوّل ابتدایی طرحی نو در اندازم و در راه اعـتلای بیش از پیش اهـداف آمـوزشی ایـن پـایه و همچنین دوره ی ابتدایی ، گامهای مثمر ثمر و شایان توجهی بردارم .